تاپس بلاگ سیستم وبلاگدهی تاپس بلاگ – ساخت وبلاگ رایگان تاپس بلاگ | سیستم ساخت وبلاگ رایگان - سایت ساز رایگان تاپس بلاگ - سیستم وبلاگدهی حرفه ای تاپس بلاگ
خانه› وب‌گردی› کابوسی که یک صندلی سنگین به بار آورد ، جنازه که نه، قطعات بدن اوج می آوردیم!

کابوسی که یک صندلی سنگین به بار آورد ، جنازه که نه، قطعات بدن اوج می آوردیم!

جولای 1, 2017 ۴ بازدید

سال از حمله ناو جنگی آمریکا به هواپیمای مسافربری کشور عزیزمان ایران در آسمان خلیج فارس می‌گذرد و هنوز هم گفت‌وگو با شاهدان اتفاق و بررسی زوایای این ماجرا، ت

کابوسی که یک صندلی سنگین به بار آورد ، جنازه که نه، قطعات بدن اوج می آوردیم!

به گزارش گروه وبگردی باشکاه خبرنگاران جوان؛ سرهنگ منصور قاسمی فرمانده یکی از تیم‌های غواصی آن روزهای انقلاب هست؛ نخستین تیمی که سر صحنه سقوط هواپیما رسیده… تاریخ دوازدهم تیرماه جهت هر لحظه در کنج ذهن این مرد با همه جزئیاتش ثبت شده است ؛ همه لحظه‌های سخت عملیات جستجو و پیدا کردن اجساد و قطعات هواپیما… همه نگاه‌ها، حرف‌ها، اشک‌ها، غصه‌ها…همه آن چیزهایی که کنار هم قرار گرفتند و دوازدهم تیرماه 1367 را در تقویم کشورمان ماندگار کردند ؛ آن یکشنبه تلخی که سندی دیگر شد بر مظلومیت مردم بی‌دفاع کشور ما برابر حریف تا دندان مسلح. آنچه در ادامه می‌خوانید بازخوانی عملیات جستجوی این حادثه، در گفت‌وگوی خبرنگار جام‌جم‌ آنلاین با سرهنگ منصورقاسمی است.

کابوسی که یک صندلی سنگین به بار آورد ، جنازه که نه، قطعات بدن اوج می آوردیم!

جناب سرهنگ آن روزها شما چه سمتی داشتید؟

من فرمانده تیم غواصی منطقه یکم نیروی دریایی سپاه بودم.

کی از ماجرای سقوط هواپیما مطلع شدید؟

سال از حمله ناو جنگی آمریکا به هواپیمای مسافربری کشور عزیزمان ایران در آسمان خلیج فارس می‌گذرد و هنوز هم گفت‌وگو با شاهدان اتفاق و بررسی زوایای این ماجرا، ت

مدت کوتاهی بعد از حادثه. فکر کنم نیم ساعت.

کجا بودید؟

من و فرزند های تیم غواصی از ساعت هشت صبح همان روز یعنی دوازدهم تیر، به یک ماموریت نظامی در منطقه تنگه هرمز اعزام شده است بودیم و درحال اجرای یک عملیات غواصی مجزا بودیم. یادم است که موقع اعلام اتفاق من خودم در عمق 35 متری مشغول غواصی بودم که دیدم بچه‌ها دارند طناب مخابره من را تند تند می‌کشند، با خودم گفتم حتما اتفاقی افتاده، سریع خودم را رساندم بالای آب. پرسیدم چیزی شده؟ گفتند الان با بیسیم تماس گرفتند و گفتند که به سمت جنوب شرقی جزیره هنگام بروید. آنجا یک هواپیما مورد نشانه قرار گرفته. ما هم سریع حرکت کردیم.

می‌دانستید که هواپیما مسافربری بوده؟

نه اصلا هیچ اطلاعی از شرح اتفاق نداشتیم. فقط آن لحظه خبر اعزام به ما رسید و ماهم حرکت کردیم.

چقدر طول کشید که به محل اعلام شده است برسید؟

کابوسی که یک صندلی سنگین به بار آورد ، جنازه که نه، قطعات بدن اوج می آوردیم!

با آن قایق‌های تندرویی که ما داشتیم،‌چیزی حدود ده تا پانزده دقیقه طول کشید که ما به موقعیت مورد نظر برسیم.

چند نفر بودید؟

5 نفر.

سال از حمله ناو جنگی آمریکا به هواپیمای مسافربری کشور عزیزمان ایران در آسمان خلیج فارس می‌گذرد و هنوز هم گفت‌وگو با شاهدان اتفاق و بررسی زوایای این ماجرا، ت

اولین چیزی که در محل اتفاق دیدید چه بود؟

هیچ چیز روی آب نبود، هیچ نشانی از اتفاق نبود…چون هواپیما در آسمان متلاشی شده‌بود، در محدوده وسیعی پراکنده شده است بود و ما در لحظات نخست هیچ‌ نشانه‌ای از سقوط پیدا نکردیم. آن وقت جی‌پی‌اس هم نبود تا موقعیت دقیق جغرافیایی سقوط هواپیما را پیدا کنیم. هوا هم به شدت گرم بود و تا چشم کار می‌کرد روی سطح آب چیزی نبود. چیزی حدود 20 دقیقه روی آب چرخیدیم و هیچ خبری نبود. به‌خاطر همین با خودمان گفتیم که لابد خبر اشتباهی آمده، شاید کسی شوخی کرده یا شایعه ساخته اند، تصمیم گرفتیم که برگردیم سر ماموریت قبلی‌مان، ولی همین که داشتیم با قایق دور می‌زدیم که برگردیم سر ماموریت قبلی‌مان، من احساس کردم که در فاصله ای دورتر یک شیء مشکی رنگی روی آب شناور هست. به ناخدا گفتم که برو به آن سمت ببینیم چی روی آب است؟ آنجا که رسیدیم دیدم که آن شیءمشکی رنگ، یک چادر مشکی خانمانه است که همه جایش سوراخ سوراخ شده است و این چادر شد راهنمای ما که بدانیم اتفاق سقوط هواپیما واقعیت دارد و همین جا هم اتفاق افتاده و ما اشتباه نیامده‌ایم.

کابوسی که یک صندلی سنگین به بار آورد ، جنازه که نه، قطعات بدن اوج می آوردیم!

بعد چکار کردید؟

ما همانجا روی آب نشان گذاشتیم و فهمیدیم که بقیه اجزای هواپیما هنوز زیر آب هستند و اوج نیامده‌اند. از آن ساعت به بعد بود که کم کم اشیای سبک تر هم اوج آمدند.

مثلا چه چیزهایی؟

مثلا سوغاتی‌هایی که مسافرها با خودشان داشتند، یادم است یک عالمه گردو روی آب شناور شده است بود… یا چندتا عروسک روی آب آمده بود. جلیقه‌های نجات مسافرها که تکه پاره بودند … اینها چون وزنی نداشتند کمی بعد از اتفاق روی آب آمدند.

پس شما نخستین تیمی بودید که سر صحنه رسیدید؟

بله بعد از ما ، شناورهای دیگرهم آمدند، نیروهای غواص ارتش، سپاه، بالگردهای نیروی دریای و … نیروهایی از اداره بنادر، کشتی‌رانی ، شیلات حتی لنج‌ها و قایق‌های مردمی که ماجرا را شنیده بودند خودشان را رسانده بودند به منطقه حادثه…. طوری که منطقه یکدفعه شلوغ شد.

اجساد کی اوج آمدند؟

تقریبا یک ساعت بعد از حضورما در منطقه بود. چون اجساد هنگامی که در آب می‌افتند تا آن جمود نعشی در آنها رخ ندهد اوج نمی‌آیند، به‌خاطر همین کمی طول کشید تا خودشان را نشان بدهند.

عملیات غواصی را کی شروع کردید؟

ازهمان زمانی که اجسام سبک آرام آرام روی آب آمدند، به این نتیجه رسیدیم که سقوط دقیقا در همین منطقه بوده و از بعدازظهر همان روز عملیات های غواصی در عمق 35 و 40 متری آب شروع شد.

چقدر طول کشید؟

حدود دو هفته…آخرین جنازه دو هفته بعد از سقوط پیدا شد؛ ‌جنازه که می‌گویم شما فکر نکنید یک بدن کامل بود، نه…تکه‌ای بود از بدن یک انسان…یکی از مسافرهای هواپیما…

فقط اجساد را اوج می‌آوردید؟

نه …ما هم دنبال پیدا کردن اجساد بودیم؛ هم دنبال قطعات هواپیما .. مخصوصا جعبه سیاه…اما عملیات خیلی سخت و متاثرکننده بود… چون اجساد قطعه قطعه شده است بودند… یکسری خودشان اوج می‌آمدند ولی خیلی‌ها را بچه‌های غواص از دل آب بیرون کشیدند. یادم است که به عنوان نمونه بارها پیش آمد که ما یک تکه از یک جسد را از عمق دریا اوج بیاوریم، به عنوان نمونه یک پای قطع شده است دستمان بود و می‌آمدیم بالا….نصفه‌ای از تنه یک کودک را می‌کشیدیم بالا…

چقدر جسد پیدا شد؟

در مجموع درآن دو هفته‌ای که مشغول عملیات بودیم، با اینکه هواپیما 290 سرنشین داشت ولی قطعاتی از پیکر 190 مسافر پیدا شد، که ما احتمال می‌دادیم که بقیه مسافرها حتما درکانون انفجار بوده‌اند که اثری از آنها نیست، چون دوتا موشک به هواپیما خورده بود.

بعد عملیات غواصی متوقف شد؟

بله در این مدت از اجزای هواپیما و اجساد هرچه پیدا شد به ساحل انتقال یافته شد، البته هنوز هم خیلی ازقطعات هواپیما زیرآب مانده و اگر از آب خارج شود می‌تواند به عنوان یک سند جنگی در موزه نگهداری شود.

دردناکترین صحنه‌ای که درآن چند روز دیدید و هر لحظه یادتان مانده ؟

تمامی صحنه‌ها ، متاثر کننده‌بودند و واقعا هنوز هم خیلی وقت‌ها جلوی چشمم می‌آیند و اصلا نمی‌شود آنها را فراموش کرد، چون خیلی تکان‌دهنده بودند… ولی یادم است که موقعی که داشتیم قطعات بزرگتر هواپیما را اوج می‌کشیدیم، به یک قطعه‌ای برخوردیم که هنوز سه تا صندلی به آن وصل بود. وزن زیادی هم داشت. من و یکی از همکارانم این را اوج می‌کشیدیم. همین‌طور که داشتیم در عمق آب اوج می‌آمدیم من به همکارم گفتم که من می چرخم به سمت داخلی این قطعه هواپیما ، تو از آن طرف هوای من را داشته باش. ولی همین که سمت صندلی‌ها چرخیدم، دیدم یک مادری هنوز روی صندلی نشسته و دختر بچه‌ای حدودا سه ساله را درآغوش گرفته .. صحنه شدیدا متاثرکننده‌ای بود. این زن تا آخرین لحظه ، بچه‌اش را ول نکرده بود، و طوری شده‌بود که بعد از فوت ارزش هم، دست‌هایش دور این فرزند قفل شده است بودند و حتی داخل آب هم فرزند از مادرش جدا نشده بود. بعد چون کمربندش را هم باز نکرده‌بود، از صندلی هواپیما جدا نشده بود و با همان صندلی رفته بود زیرآب. که من اینها را آوردم اوج و تحویل دادم و فکرمی‌کنم این تلخ‌ترین صحنه‌ای بود که دیدم.

احساس خودتان به این اتفاق چه بود؟ شما داشتید اجساد قربانیان حمله به یک هواپیمای مسافربری را از اعماق آب بیرون می‌کشیدید؟

این اتفاق از نظر من یک جنایت بشری بود. هیچ چیز دیگری نمی‌شد اسمش را گذاشت؛ یک جنایت به تمام معنا…آمریکایی‌ها علاوه براین که این هواپیما را زدند،چند تخلف حقوقی هم در این ماجرا داشتند . اینها اولا به آب‌های سرزمینی ما تجاوز کرده بودند. دوما با علم وآگاهی هواپیمای مسافربری را زده بودند،آنها می دانستند که ایرباس 655 مسافربری است و با این حال آن را زده بودند. ایرباس 655 در یک کوردیور دائمی و آشنا شده است حرکت می‌کرد.این کوریدور، از بندر عباس به دوبی کشیده‌شده بود و خود40 سال قدمت داشت و اینها می‌دانستند که در این کریدور هواپیمای نظامی حرکت نمی‌کند. بعد هم که آمدند به ناخدای ناو وینسنس، مدال دلیری و افتخار دادند که این حرکت نشان از خباثت و تجاوزگری آمریکایی‌ها بود ..به‌خاطر همین‌ می‌گویم که به این اتفاق لقبی جز جنایت بشری نمی‌توان داد.

منبع:جام جم آنلاین

انتهای پیام/

واژه های کلیدی: صندلی | غواصی | هواپیما | هواپیما | هواپیمای مسافربری | ناو جنگی آمریکا | هواپیمای مسافربری ایران | ایرباس 655

کابوسی که یک صندلی سنگین به بار آورد ، جنازه که نه، قطعات بدن اوج می آوردیم!