تاپس بلاگ

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری از گروه تحریریه سایت بلورین تا نخل طلا

جشنواره بین المللی فیلم فجر با این که قرار است امسال سی وششمین دوره اش برگزار شود، ولی بیراه نیست اگر بگوییم تازه دو سه سال زیاد نیست که این جشنواره رنگ و بوی

از گروه تحریریه سایت بلورین تا نخل طلا

از گروه تحریریه سایت بلورین تا نخل طلا

عبارات مهم : ایران

جشنواره بین المللی فیلم فجر با این که قرار است امسال سی وششمین دوره اش برگزار شود، ولی بیراه نیست اگر بگوییم تازه دو سه سال زیاد نیست که این جشنواره رنگ و بوی فستیوال های نیمه معتبر دنیای سینما را گرفته و پیش از آن چیزی نبود جز یک دورهمی و حتی شاید بتوان گفت میتینگ که یک عده ای میهمان ناشناس را از چهار گوشه دنیا جمع می کردند و ١٠ روز می خوردند و شاید یکی دو فیلم هم می دیدند و در ضمن جهت این که از زیر دین برگزارکنندگان جشنواره بیرون آیند، یکی دو شعار ضدآمریکایی هم می دادند و می رفتند.

از گروه تحریریه سایت بلورین تا نخل طلا

در کم اعتباری دوره های سابق فستیوال بین المللی فجر همین توصیه بس که فیلمسازان مشهور تر چون ارزش پن و کسانی در حد و اندازه او در اغلب مواقع حتی از نمایش فیلم هایشان در جشنواره فجر خبردار هم نمی شدند و حتی فیلمسازان درجه دو هم در بیش از ٩٠ درصد دوره ها تا این حد هم به خود زحمت نمی دادند که در فستیوال شرکت کنند و در آخر هم جوایز و کادوهای ارزش را بگیرند و بروند.

راه سی وسه ساله

دو سه سالی می شود که این روند بر هم خورده و حداقل در ظاهر و شیوه برگزاری فستیوال فجر به استانداردهای برگزاری فستیوال های –البته درجه دوم- جهانی نزدیک شده است هست. اتفاقی که بیش از هر چیز مرهون ایده هوشمندانه جداسازی جشنواره ملی از بین المللی است و البته سپردن کار به کاردان. درواقع با این که در صورت برگزاری مختلط جشنواره ملی و بین المللی بخش ملی به سهولت بخش بین الملل را زیر سنگینی سیطره حواشی و جذابیت های فیلم ها و فیلمسازان داخلی مدفون می کرد و نمی شد انتظار داشت زیر آن فشار و سنگینی بخش جهانی قد بکشد و موجودیت مستقل پیدا کند؛ در صورتی که حتی بعد از جداسازی هم کار به یکی از مدیران تیپیک فرهنگی سپرده می شد، باز نمی شد انتظار بالندگی از این جشنواره را داشت ولی تفاوت رضا میرکریمی با مدیران سینمایی در این بود که حداقل به عنوان فیلمساز در چند جشنواره درست و حسابی شرکت کرده بود و چون کارگردان بود و آدمی عملگرا و در عین حال مثل زیاد مدیران فرهنگی با سبقه سیاسی بی بهره از قشنگی شناسی نبود، دانست جهت این که گامی رو به جلو بردارد و جشنواره را حداقل در شکل و ظاهر به استانداردهای جهانی برساند، باید چکار کند. چنین شد که فجر در دو سه سال راهی را رفت که در سی و سه سال نرفته بود.

جشنواره بین المللی فیلم فجر با این که قرار است امسال سی وششمین دوره اش برگزار شود، ولی بیراه نیست اگر بگوییم تازه دو سه سال زیاد نیست که این جشنواره رنگ و بوی

راهی جهت برند شدن

جشنواره فجر البته هنوز هم نمی تواند ادعا کند که یک جشنواره درجه یک شده؛ چنین ادعایی البته طبیعی هم نیست. درواقع این که انتظار داشته باشیم در شرایط فرهنگی و سیاسی و اقتصادی کشور عزیزمان ایران جشنواره ای در چند سال حتی بتواند نیمی از راهی را که فستیوال هایی چون کن و ونیز و برلین در دهه های متمادی پیموده اند طی کند، راحت انگارانه هست. در این میان دلایلی هم هستند که قوز اوج قوز شده است و فستیوال فجر را از پیمودن مسیر طبیعی اش هم باز می دارند. این باعث می شود فستیوالی که امکانات و شرایط بالقوه برند شدن را دارد، کاملا از روند کسب اشتهار و اعتبار دور شده است و نتواند به جایگاهی که می تواند برایش سزاوارانه هم باشد، دست یابد. این در حالی است که سینمای کشور عزیزمان ایران با تمام احترامی که در دهه های اخیر به دست آورده عالی ترین امکان را جهت افزودن سیمایی هنرمندانه و فرهنگی به تصویرهای تیپیکی که رسانه های رسمی غربی از کشور عزیزمان ایران ساخته اند، دارد. درواقع این توصیه که به خصوص در سال های اخیر خیلی از اندیشمندان و اهالی فرهنگ دنیا کشور عزیزمان ایران را به نام سینما و اصغر فرهادی به عنوان یکی از نشانه های سینمای ظاهرا مستقل کشور عزیزمان ایران می شناسند، می تواند به سود این فستیوال باشد؛ البته به شرط ها و شروط ها….

فستیوال حکومتی؟!

فستیوال های معتبر با این که در کنه و بطن سیاست های ارزش پیرو سیاست های کلی کشورهای ارزش هستند، در این شکی نیست و حتی فستیوال هایی چون کن و ونیز را نیز نمی توان از این قاعده مستثنی دانست. توصیه ولی در این است که آن فستیوال ها این وابستگی را در اعماق سیاستگذاری ها پنهان کرده اند و در جز به جز تصمیم گیری های ارزش این را داد نمی زنند. متاسفانه وجهه ای که از فستیوال فجر در این سال ها شکل گرفته، ولی صدوهشتاد درجه متفاوت با چنین روندی هست. جشنواره جهانی ما چه در جزییات تصمیم گیری، چه در گزینش فیلم ها و میهمانان و چه حتی در شکل و ظاهر برگزاری عامدانه حکومتی بودن خود را فریاد می زند و این در دنیای سیاست گریز امروز پوئن مثبتی جهت یک جشنواره نیست و حداقل این که چنین جشنواره ای جهت اکثریت اهالی فرهنگ نمی تواند جذابیت چندانی داشته باشد. نخستین قدم جهت پیمودن مسیر برند جهانی شدن جهت فستیوال فجر دوری گزیدن از این روند است که البته پیداست در سه سال اخیر تلاش هایی جهت رسیدن به این جایگاه برداشته شده است است.

از گروه تحریریه سایت بلورین تا نخل طلا

سانسور

ممیزی و سانسور هم عامل دیگری است جهت انزوای فجر بین هنرمندان. کمتر هنرمندی است که راضی به قلع و قمع شدن فیلمش باشد؛ آن هم در جشنواره ای که حداقل مانند دوبی هم نیست که با پولی که زیر پای سینماگران می ریزد، جذابیت ثانویه ای ایجاد می کند که یکی دو نمایش سانسورشده فیلم ارزش در برابر آن جذابیت کم رنگ تر هست. جایگاه جهانی فجر نیز با دوری از سانسورهای بی رویه اتفاق می افتد. مدیران اگر این واقعیت را مد نظر قرار دهند که تماشاگران جشنواره جهانی با طیف عامه تماشاگران تفاوت دارند و نمی شود آنها را با همان متر و معیاری ارزیابی کرد که عامه را؛ آن وقت است که می توان انتظار تساهل داشت در سیاست های ممیزی جشنواره و این می تواند نخستین گام جهت ارتقای موقعیت و جایگاه فستیوال جهانی فجر باشد.

جشنواره بین المللی فیلم فجر با این که قرار است امسال سی وششمین دوره اش برگزار شود، ولی بیراه نیست اگر بگوییم تازه دو سه سال زیاد نیست که این جشنواره رنگ و بوی

میهمانان ناشناس

فراگیری و اشتهار یک جشنواره را برد رسانه ای آن جشنواره تعیین می کند و برد رسانه ای هم به دست نمی آید مگر با حضور آدم های جالب جهت رسانه ها. درواقع رسانه ها جهت مخاطبان ارزش خوراک تهیه می کنند و طبیعی است شمار مخاطبانی که خوراک ارزش سلبریتی های روز هست، بسیار زیاد از کسانی است که به واسطه حضور اشخاص صرفا فرهنگی اخبار جشنواره ای را پیگیری می کنند. اصلا به این علت است که حتی فستیوالی با سابقه پررنگ هنری چون کن هم در سال های اخیر رو به ستاره ها آورده و با رونمایی فیلم های هالیوودی و میزبانی از ستارگان سینمای امروز می کوشد حداقل در روزهای برگزاری جشنواره در تیتر اخبار قرار گیرد.

جشنواره ما ولی در این راه تاکنون کاری نکرده. این که مشهور ترین میهمانان سال گذشته جشنواره فیلم فجر سمیح کاپلان اوغلوی ترک و ویت هیدوشکا تهیه کننده میشایل هانکه بودند، بهتر از هر مدرک دیگری شهادت به بی ستاره بودن فستیوال ما می دهد. در حقیقت مروری گذرا بر میهمانان جشنواره فجر نشان از این دارد که تاکنون سینماگری آشنا شده است که بشود ستاره اش خواند پای به این فستیوال نگذاشته و حتی اگر فیلم هایی فیلمسازانی چون پولانسکی، ارزش پن، میشایل هانکه و… هم در این جشنواره به نمایش درآمده اند، یا بدون اطلاع سازندگان ارزش بوده و یا این که آنها میلی به حضور در فستیوال فجر نداشته اند.

از گروه تحریریه سایت بلورین تا نخل طلا

ستاره جهانی

امسال ولی ظاهرا تلاش بر این بوده که این روند به هم بخورد. روزی که اعلام شد اولیور استون میهمان جشنواره امسال خواهد بود، در یک روز و یک ساعت رسانه های سینمایی سرتاسر دنیا به این خبر تصویر العمل نشان دادند. این عالی ترین راهکار جهت برند شدن را در اختیار جشنواره فجر قرار می دهد.

پایان

البته این را می دانیم و می دانید که سیاست های فرهنگی نظام در بسیاری از مواقع مانعی است جهت حضور ستارگان به خصوص هالیوودی – خاصه از بین نسوان؛ ولی به هر حال این راهی است که باید طی شود. روندی که اگر قرار بر ارتقای جایگاه جهانی جشنواره ای باشد که جهت گرامیداشت انقلاب مردمی کشور عزیزمان ایران پایه گذاشته شده؛ ناگزیر است.

شهروند/ پولاد امین

واژه های کلیدی: ایران | برگزاری | رسانه ای | رسانه ها | جشنواره | فستیوال | جشنواره فیلم | جشنواره بین المللی فیلم

نویسنده : topsblog