تاپس بلاگ

گت بلاگز اخبار حوادث ماجرای یک کودک آزاری دردناک

ساعت ۱۱ صبح بود که زنی هراسان در حالی که دختربچه کوچکش را در بغل داشت و آرام اشک می ریخت در سالن ورودی مؤسسه دیدم.دختر کوچکش را به اتاق استراحت بردم تا کمی بخ

ماجرای یک کودک آزاری دردناک

عبارات مهم : زندگی

ساعت ۱۱ صبح بود که زنی هراسان در حالی که دختربچه کوچکش را در بغل داشت و آرام اشک می ریخت در سالن ورودی مؤسسه دیدم.دختر کوچکش را به اتاق استراحت بردم تا کمی بخوابد.بازگشتم و کنارش نشستم. دستش را گرفتم و از او خواستم که از حال بدش برایم بگوید که یکدفعه با صدای بلند گریه اش را ادامه داد در حالی که می گفت کاش خودم شب ها به منزل مردم می رفتم ولی این بلا سر دخترم نمی آمد.

کمی آرامش کردم و خواستم ماجرا را کامل برایم بگوید تا بتوانم کمکش کنم.آرام تر شده است بود. با اشک هایی که می ریخت شروع کرد:

ماجرای یک کودک آزاری دردناک

«…ازدواج اولم به خواست پدرم بود.پدرم اعتیاد داشت. کارگر روزمزدی بود که خرج مادر و چند برادر و خواهرم را به زور می داد. هشت سال پیش به خاطر پدرم و اینکه باری از دوش هزینه های خانواده کم کنم با مردی که ۱۵ سال از من بزرگتر بود ازدواج کردم. مرد بدی نبود. علاقه ای بینمان نبود، فقط همسران بودیم ولی آزاری هم به من نمی رساند. راننده کامیون بود. دو سال بعد از ازدواجمان در یکی از همین سفر های بزرگراه ای اش در یک دره سقوط کرد و مرد. دوستش نداشتم ولی تکیه گاه زندگی ام بود. بدون او نمی دانستم چطور باید زندگی ام را بچرخانم.

چند مدت دنبال کار می گشتم. کار درست و حسابی گیر نمی آمد. به منزل های مردم می رفتم و کار می کردم تا بتوانم خرج خودم و دو فرزند دیگرم را در بیاورم. حقوق کمی می دادند ولی به خاطر هزینه ها مجبور بودم. چند سال خرج زندگی ام را به هر مشکل بود فراهم کردم، تا اینکه به خاطر درد کمر دیگر نتوانستم به کار کردن ادامه دهم.

ساعت ۱۱ صبح بود که زنی هراسان در حالی که دختربچه کوچکش را در بغل داشت و آرام اشک می ریخت در سالن ورودی مؤسسه دیدم.دختر کوچکش را به اتاق استراحت بردم تا کمی بخ

آن چند سال دو خواستگار داشتم ولی نمی خواستم فرزند هایم زیر دست ناپدری بزرگ شوند، ولی از هنگامی که که بدون کار شدم دیگر درآمدی نداشتم که هزینه ها را بپردازم. از طرف دیگر هم در منزل ای قبلاً کار می کردم که برادر صاحبخانه با اینکه می دانست دو فرزند دارم به من پیشنهاد ازدواج داده بود. اظهار دوستی می کرد و می گفت من از تو خوشم آمده و می خواهم تو را داشته باشم. دلایلم را جهت ازدواج نکردن به او گفتم و این طور جوابم را داد که اول ازدواج موقتی می کنیم، اگر تو از من خوشت نیامد که مدتش تمام می شود و هر کس زندگی خودش را در پیش می گیرد، اگر هم که دوست داشتی بعد از آن می توانیم ازدواج دائم کنیم.

آن موقع پیشنهادش را قبول نکردم. نمی توانستم این طور زندگی کردن را قبول کنم ولی این بار اوضاع تفاوت داشت باید به پیشنهادش فکر می کردم. پای آینده فرزند هایم در میان بود.

بعد از چند روز کلنجار رفتن با خودم، با او تماس گرفتم و گفتم به پیشنهادش فکر کرده ام و نظرم مثبت است که ای کاش زبانم لال می شد.

ماجرای یک کودک آزاری دردناک

خیلی سریع به محضر رفتیم، صیغه ازدواج دائم خواندیم. با فرزند ها خیلی خوب واکنش‌ها می کرد ولی گه گاهی خودم را مورد آزار قرار می داد و کتک می زد ولی به خاطر فرزند هایم تحمل می کردم و چیزی نمی گفتم. بعد از فوت شوهر اولم تقریباً خواب راحتی نداشتم، شب ها را با آرامبخش می خوابیدم و به خاطر درد کمرم مسکن های نیرومند می خوردم. داروهایم را گه گاهی همسرم می گرفت. چند بار متوجه شدم که متفاوت از دارو های قبلی ام است و می گفت دکتر داروخانه گفت این ها نیرومند ترند و ضرر کمتری دارند.

در همان مدت بود که هنگامی که دختر کوچکم را حمام می بردم چند بار جای کبودی روی قسمت های متفاوت بدنش دیدم. اوایل فکر می کردم که هنگام بازی زمین خورده هست. چند باری هم که از دخترم می پرسیدم می گفت نمی دانم. همسرم مدام منزل نمی آمد تقریباً چند شب در هفته می آمد و بقیه شب ها را به منزل پدرش می رفت. کمی بعد متوجه شدم که کبودی های بدن دخترم هنگامی که ظاهر می شود که همسرم به منزل می آید…»

ساعت ۱۱ صبح بود که زنی هراسان در حالی که دختربچه کوچکش را در بغل داشت و آرام اشک می ریخت در سالن ورودی مؤسسه دیدم.دختر کوچکش را به اتاق استراحت بردم تا کمی بخ

لیوان آبی برایش ریختم و کمی از آن خورد در حالی که همه بدنش می لرزید با گریه و سوزی عمیق ادامه داد:

«…اول فکر کردم کتکش می زند، ولی همه روز می دیدم که از گل نازک تر چیزی به فرزند هایم نمی گوید.یک شب که به منزل آمد قرص هایم را داد و من هم وانمود کردم قرص هایم را خورده ام و خودم را به خواب زدم، یک ساعت بعد بلند شد و سمت اتاق دخترم رفت. متوجه سر و صدا های دخترم شدم و همسرم که به او می گفت اگر ساکت نباشی مادرت را می کشم.

ماجرای یک کودک آزاری دردناک

می دانستم اگر سر وقتش بروم بلایی سر خودم یا فرزند هایم می آورد. صدایش زدم و گفتم اگر در آشپزخانه است برایم آب بیاورد. آن شب را تا صبح که برود هر طور شد در اتاق خودمان نگهش داشتم.قرار بود فردا شب اش هم به منزل بیاید. صبح روزی که رفت پسرم را منزل مادرم گذاشتم و خودم و دخترم هم به اداره آگاهی رفتیم و شکایت کردم. به پیشنهاد زن مددکاری که آنجا بود دخترم را آوردم این جا، شاید شما بتوانید کمکش کنید دختر بیچاره ام به خاطر عشقش به من هیچ نمی گفت…»و باز با صدای بلند گریه می کند چند روز بعد همان مددکار را دیدم و پیگیر جریان این دختر و مادرش شدم. همسرش اعتراف کرده بود که شب ها هنگامی که زنش می خوابیده سراغ دختر هشت ساله می رفته و با کتک و ترساندن به او تجاوز می کرده هست.

به برادر بزرگتر هم که ۱۰ سال داشته در آب میوه ای که می داده قرص می ریخته تا کسی متوجه سر و صدای دختربچه نشود.

حالا مادر مانده بود و کوهی از غم های زندگی که چطور دخترک معصوم هشت ساله اش را با آن همه وحشت و وحشت به زندگی بازگرداند. از کیس های متنوع دادگاه های کیفری گرفته تا پرونده های مطب های روانشناسان و روانپزشکان، بخش عمده مباحث را آزار و اذیت جنسی و تجاوز به افراد بالغ و نابالغ تشکیل می دهد.

در کشور های متفاوت دنیا به وسیله افراد متفاوت، تعاریف گوناگونی جهت تجاوز جنسی معین شده است هست، به طور عام تجاوز جنسی به معنای نزدیکی جنسی با شخصی است که رضایت ندارد. با وجود تعاریف متفاوت آنچه عمدتاً در متون قضایی دیده می شود، تجاوز را عملی دانسته اند که قانون مجازات اسلامی ما تحت عنوان زنای به عنف تعریف کرده است.

نظریه دقیقی اکنون جهت انگیزه های تجاوز وجود ندارد ولی می توان عواملی مثل خشم، میل به قدرت، دیگر آزاری، ارضای جنسی و فشار های تکاملی را در نظر گرفت.

درست است که تجاوز یک حمله فیزیکی است ولی از اثرات معنوی و دیگر اثراتی که مخل زندگی این افراد هستند، نباید غافل شد. در نیمی از قربانیان تجاوز عواملی مثل زوال شخصیت، اضطراب، دوری از جمع، بازبینی خاطرات بعد از تجاوز در خاطرات یا کابوس ها و… تا چند ماه ادامه دارد.برای جلوگیری از پیش آمدن چنین حوادثی می توان به سختگیری های قانونگذار و قانون مجازات اسلامی اشاره کرد.

در ماده ۲۲۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات تجاوز به عنف را اعدام دانسته هست. شخص متجاوز فقط با شهادت گواهان محکوم نمی شود بلکه جهت اثبات نیاز به مدارکی مثل اثبات دخول(توسط پزشکی قانونی)، هویت متجاوز و اثبات عدم رضایت شخص نیز دارد.حت عنوان جرایم مستوجب حد(زنا، تفخیذ، مساحقه) پیگیری می شود یا تحت عنوان رابطه نامشروع مورد بررسی قرار می گیرد.

در این میان اگر یک طرف کودک باشد طبق تبصره ۲ ماده ۲۲۱ قانون مجازات اسلامی مجازات نمی شود ولی در مجازات کسی که تجاوز کرده قانونگذار تفاوتی قائل نشده و در ماده ۲۲۴ قانون مذکور ارتکاب این عمل با دختر نابالغ را در حکم زنای به عنف جرم انگاری کرده است.اما بحث آزار و اذیت جنسی کودکان را قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مورد بررسی و تعریف قرار داده هست. ماده ۴ قانون فوق الذکر هرگونه صدمه و آزار و اذیت و شکنجه جسمی و معنوی کودکان را ممنوع دانسته و مرتکبین را به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس یا ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم دانسته است.

جرایم اوج از جرایم عمومی بوده و بدون نیاز به شاکی شخصی در دادگاه ها پیگیری می شود. دادگاه های پیگیری کننده به جرایم منافی عفت مطابق ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری به تشخیص دادگاه علنی نیست.

قانونگذار عنوان تجاوز را جهت زن و مردی که علقه زوجیت ندارند در نظر گرفته است فلذا تجاوز زن به شوهر معنایی ندارد ولی به این معنا هم نیست که زن بی دفاع و مورد ظلم قرار می گیرد. قانون مدنی در این باره دو راهکار ارائه داده هست؛ یکی اینکه در ماده ۱۱۱۵ شعرهای داشته است که هر گاه سکونت در منزل زوج متضمن خوف ضرر بدنی جهت زوجه باشد، زن می تواند بدون طلاق، مسکن جداگانه ای بگیرد و آنجا زندگی کند ضمن اینکه نفقه و هزینه هایش هم برعهده شوهر هست.

راهکار دوم را قانونگذار در ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی آورده هست. به محض انعقاد عقد نکاح حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر شکل می گیرد. این تکالیف را قانونگذار به طور عرفی قبول می کند. در مسأله تمکین خاص یا همان رابطه زناشویی، طرفین بدون رضایت نمی توانند از حدود عادی خارج شوند. در صورت خروج مرد به طور مستمراز این عرف می توان آن را در قالب عسر و حرج زوجه، مستمسکی جهت طلاق قرار داد و قاضی حکم طلاق صادر نماید.در صورت آسیب بدنی نیز زن می تواند در دادگاه کیفری طرح شکایت و مطالبه دیه کند.لازم به ذکر است که تمامی مطالب اوج باید در دادگاه صالحه ابتدا به اثبات برسند سپس احکام اوج در مورد آنها جاری است.

اخبار حوادث – کشور عزیزمان ایران

واژه های کلیدی: زندگی | فرزند | قانون | مجازات | ازدواج | دادگاه | قانونی | تجاوز جنسی | تجاوز به عنف

نویسنده : topsblog