تاپس بلاگ

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری فرق است میان این ۴‌سال و آن ۴ سال

مدت زیادی از پیروزی روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نمی گذرد، ولی حجم مطالبات از مدیر جمهوری بسیار بالاست. در ایام منتهی به انتخابات، بازیگران و

فرق است میان این ۴‌سال و آن ۴ سال

فرق است میان این ۴ سال و آن ۴ سال

عبارات مهم : ایران

مدت زیادی از پیروزی روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نمی گذرد، ولی حجم مطالبات از مدیر جمهوری بسیار بالاست. در ایام منتهی به انتخابات، بازیگران و صورت های معروف چه در عرصه موسیقی و چه در زمینه های دیگر، حمایت همه جانبه ای از حسن روحانی داشتند و با حضور گسترده خود پای صندوق های رأی اعلام کردند که ادامه فعالیت مدیر دولت را به سود هنر این سرزمین می دانند.

فرق است میان این ۴‌سال و آن ۴ سال

یکی از اساتید برجسته موسیقی کشور عزیزمان ایران اعتقاد است به علت پرسشها عدیده به جامانده از دولت دهم، اهالی هنر در چهار سال نخست ریاست حسن روحانی اجازه دادند مدیر جمهوری به پرسشها مهمتری پیگیری کند، ولی حالا زمانی فرا رسیده که مدیر دولت به پرسشها کلان هنری و درخواست های بازیگران و صورت های معروف پیگیری کند. کیوان ساکت، استاد صاحب نام موسیقی و نوازنده مشهور تار و سه تار صراحتا از وضع موجود انتقاد می کند و البته نوک پیکان انتقادات خود را به سمت متولیان هنر و مدیران ارشد وزارت ارشاد نشانه می رود.

کیوان ساکت از برخورد کارمندان ادارات زیر مجموعه ارشاد در شهرستان ها گلایه دارد و اعتقاد است این افراد صلاحیت صدور مجوز جهت اساتیدی چون او و همسنگانش را ندارند. گفت وگوی صریح و بی پرده ما با این استاد موسیقی را در ادامه می خوانید:

مدت زیادی از پیروزی روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نمی گذرد، ولی حجم مطالبات از مدیر جمهوری بسیار بالاست. در ایام منتهی به انتخابات، بازیگران و

پای حرف هایم می ایستم

موضوع مورد بحث در گفت وگوی ما ابتدا به لغو کنسرت ها برمی گردد. می خواهیم این مسأله را کمی بسط دهیم.اساسا محدودیت های موسیقی جدی در کشور عزیزمان ایران چگونه است؟ یک هنرمند در این مملکت می تواند آزادانه راهش را گزینش کند و ادامه دهد یا با موانع مختلفی دست به گریبان است؟

در این سال ها تلاش کرده ام هنرمندی مستقل باشم و تا جایی که می توانم حرفم را بزنم، از این رو آماده هستم جهت این که بحث را شروع کنیم. اگر مسأله، اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی است که تا حالا این نهاد، رشدی را موجب نشده و تنها چیزی که به دنبال داشته، زیاد کردن نارضایتی میان بازیگران و صورت های معروف بوده هست. نمی دانم علت این کار چیست. من نمی خواهم اسمی از افراد شاغل در ارشاد ببرم، چون همه دوستان من هستند.

من عمر خود را در راه موسیقی صرف کرده ام. کتاب هایی که نوشته ام به وسیله هنرجویان رشته های متفاوت و نه تنها تار و سه تار نواخته می شود. سال هاست برنامه های آموزشی من از رادیو فرهنگ به گوش هنردوستان می رسد.

فرق است میان این ۴‌سال و آن ۴ سال

هر روز برنامه من مبنی بر آموزش لطایف، ظرایف، ردیف موسیقی ایرانی، آهنگسازی، جمله پردازی، بداهه نوازی، فرم شناسی و… از رادیو پخش می شود. آیا کارمند جزء اداره ارشاد یک شهرستان صلاحیت موسیقایی بیشتری از ما اساتید موسیقی دارد؟ ما موسیقیدانان هستیم که ساختن فرهنگ می کنیم. درواقع یک عده خاص هستیم که تعدادمان در حوزه ساختن فرهنگ شاید کمتر از انگشتان دو دست باشد.

البته بازیگران و صورت های معروف تفاوتی با یکدیگر ندارند. نمی خواهم بگویم که ما تافته جدا بافته هستیم، ولی وظیفه ساختن فرهنگ در جامعه بر دوش ما هست. این بدبختی ما است که افراد، جایگاه خودشان را نمی دانند. مثل این که عضو تازه متولدشده یک خانواده جهت عضو بزرگتر مثل پدربزرگ خانواده تعیین وظیفه کند!

مدت زیادی از پیروزی روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نمی گذرد، ولی حجم مطالبات از مدیر جمهوری بسیار بالاست. در ایام منتهی به انتخابات، بازیگران و

من مایل هستم که این صحبت ها را منعکس کنید و من هم با شهامت تمام پشت حرف هایم هستم. همواره بوده ام، هستم و خواهم بود. منظور من این است که این افراد آیا به خودشان اجازه می دهند با ما که فرهنگ کشور عزیزمان ایران را رقم می زنیم، این گونه سخن بگویند؟ با آقای لطفی هم همین واکنش‌ها را انجام دادند.

این میزها بی وفا هستند

فکر می کنید آیا این اتفاق رخ می دهد و کارمندان ادارات شهرستان ها با شما چنین برخوردهایی دارند؟

فرق است میان این ۴‌سال و آن ۴ سال

این عنوان جهت من هم پرسش هست. چه کسی به خودش این اجازه را می دهد؟ من متاسفم که متولیان موسیقی با بازیگران و صورت های معروف خود، این گونه برخورد می کنند. تنها دو هفته قبل از کنسرت خیلی لطف می کنند، بر سر من منت می گذارند و به ما مجوز می دهند! می خواهم بگویم که درواقع من باید مجوز بدهم که مسئولان اداره ارشاد در فلان شهرستان اجازه پیدا کنند به آن جا بروند و در مورد موسیقی اظهارنظر کنند.

آقایان و زن ها بدانند که این میزها به کسی وفا نکرده هست. نام کمترین بازیگران و صورت های معروف هم در تاریخ باقی خواهد ماند، ولی از شما فقط ممکن است یک تأثیر بسیار بد به جا بماند. می خواهم این صحبت ها نوشته شود. مدیر برنامه ام می گفت، مسئولان گفته اند «به آقای ساکت نگویید ولی ما سه روز سریعتر مجوز شما را می دهیم!» درحالی که من و امثال من که بازیگران و صورت های معروف مشهور این مرز و بوم هستیم باید صلاحیت افراد را تایید کنیم.

هنرمندان این سرزمین، انسان های نازنینی هستند که با تمام دشواری ها، مشکل ها و بی حرمتی هایی که صورت می گیرد، کار می کنند. توهین های زیادی در عرصه هنر به ما می شود و حتی ما را ترساندن می کنند، ولی با این حال پا بعد نمی کشیم. ممکن است یک گروه تکفیری بیاید بمب گذاری کند، ولی کجا یک متولی هنری جرأت دارد کنسرت کسی را تعطیل کند یا اصلا کسی را در ممکلت خودش مورد ترساندن قرار دهد؟ اینها اتفاقاتی است که جهت بازیگران و صورت های معروف یک سرزمین و البته بنده رخ می دهد. باید تاکید کنم که من خودم را تنها نمی بینم.

اگر صحبتی می کنم به نمایندگی از تمام کسانی است که کنسرت های ارزش لغو شده، مورد بی مهری، بی حرمتی، کم لطفی و… واقع شده است اند و حقوق ارزش نادیده گرفته شده، در حق ارزش اجحاف شده است و حقوق ارزش چه مادی و چه معنوی پایمال شده است است.

در کجای دنیا، صدا و سیمای یک مملکت آثار هنری را پخش می کند، ولی اصلا نسبت به بازیگران و صورت های معروف و حقوق معنوی و مادی آنها، هیچ تعهدی را در خودش احساس نمی کند؟ در کجای دنیا این اتفاق رخ می دهد؟ در کجای دنیا می بینید چنین برخوردی با بازیگران و صورت های معروف مشهور عرصه هنر و کسانی که فرهنگ ساز هستند و تاریخ هنر و موسیقی را رقم می زنند، صورت می گیرد؟ حتی با کسانی که فرهنگ را رقم نمی زنند هم در همان کشورهای خارجی چنین برخوردی صورت نمی گیرد!

کارشناسان ارشاد شهرستان چه کسانی هستند؟

اگر موافق باشید بحث را تطبیقی پیش ببریم و شرایط شما را با بازیگران و صورت های معروف دیگر کشورها مقایسه کنیم. شما اجراهای متفاوت و بزرگی در سالن های مهم دنیا داشته اید. ما در کشور عزیزمان ایران یک روند دریافت مجوز داریم. می خواهیم بدانیم در خارج از کشور، ماجرا به چه صورت است؟

مطمئنا پاسخ من جهت شما بسیار تعجب آور هست. ما در خارج از کشور عزیزمان ایران می رویم و فقط تاریخ اجرای کنسرت را مشخص می کنیم. با وجود سالن های بسیار، ما باید از مدت ها قبل جهت دریافت سالن اقدام و اعلام آمادگی کنیم. تنها مسأله ای که وجود دارد همین است و بس. یعنی کسی نمی آید به شما بگوید «آلبوم تصویری کار خود را بیاور!» ما می خواستیم کنسرتی در کرج که مرکز استان البرز محسوب می شود، اجرا کنیم.

اول ما را به اداره کل فرستادند. در اداره کل گفتند «باید به اداره شهر کرج و به دفتر موسیقی آن جا بروید» ولی دیدیم اصلا دفتر موسیقی ندارند! یک دفتر کوچک بود که هیچ شباهتی به دفتر ارشاد پایتخت کشور عزیزمان ایران نداشت. دفتر کوچکی بود که دونفر آن جا به عنوان کارمند و مسئول بایگانی نشسته بودند تا پاسخ تماس های تلفنی را بدهند. گفتیم «چه کنیم؟» بیست برگه به ما دادند و گفتند که «باید پر شود.»

گفتند «تصویر کار را هم باید بیاورید و نام کسانی که می خواهند اجرا کنند را هم ارایه دهید.» گفتیم «روندش چقدر طول می کشد؟» گفتند «بعد از تکمیل مدارک حداقل ١٠روز کارشناسی موسیقی وقت می برد.» توصیه این جا بود که کارشناسی کار به وسیله چه کسی صورت بگیرد؟ بنا شد کار به وسیله خانمی که ایشان را هیچ گاه در عرصه موسیقی ندیده بودیم، کارشناسی شود.

من یکی از آدم های آشنا شده است این مملکت هستم، ولی بعضی از کارمندان جزء ادارات موسیقی حتی نمی دانستند که قرار است کارهای مجوز چه هنرمندی را پیگیری کنند، با این حال می درخواست کردند صلاحیت ما را تشخیص دهند! ١٠روز کارشناسی و ١٠روز امور مربوط به حراست طول می کشید که می شود بیست روز. درحالی که دو هفته دیگر کنسرت ما باید برگزار می شد.

همان طور که می دانید تا وقت دریافت مجوز هم ما حق تبلیغ نداریم، درحالی که من می خواهم سالنم پر شود، ولی سالن ما به حسرت پر می شود. من به این روند اعتراض دارم. این افراد چه حقی دارند جهت من کیوان ساکت، کارشناسی کنند؟ هر کسی که حتی در یک مدرسه کوچک کار می کند، قابل احترام هست، ولی ما اصلا کاری به این عنوان نداریم. هرکسی حق صحبت دارد و حق شهروندی او است که صحبت کند. این پرسشها اصلا مهم نیست، ولی آنها در چه سطحی از موسیقی هستند که به خودشان اجازه می دهند راجع به من چنین اظهارنظر و کارشناسی کنند؟

مشکل من این است که مجوز را دیر می دهند، ولی در عوض مامور مسلح جهت محافظت از من می فرستند!

مانع تراشان در فکر مطرح کردن خویش اند

برخی از بازیگران و صورت های معروف معتقدند رفتارها و برخوردهای مدیران و کارمندان ادارات ارشاد در شهرهای متفاوت با یکدیگر تفاوت دارد و اعتقاد دارند این تفاوت گاهی اوقات درد را زیاد می کند. نظر شما در این باره چیست؟

اگر ماجرا قانونی است که ما که ایالتی نیستیم. ما یک کشور هستیم و یک قانون واحد داریم. اگر قانونی وجود دارد باید به ماده قانونی استناد کنیم. صحبت دوستان هنرمند کاملا درست هست. اگر وزارتخانه کل یک چیزی می گوید، یک کارمند جزء یک شهرستان کوچک نمی تواند آن را زیر پا بگذارد. سوالی که من از مسئولان و متولیان هنر در این مملکت دارم این است که مجوز دادن جهت کنسرت های موسیقی به چه علت انجام می شود؟ اجازه دهید خودم به این مسأله پاسخ دهم. چند علت زیاد به ذهن من نمی رسد.

یکی این که در مرحله نخست، مسائلی خلاف امنیت ملی، شئون فرهنگی جمهوری اسلامی، شئون فرهنگی جامعه، شأن پرسشها و اعتقادات مردم انجام نشود. یعنی کاری خلاف امنیت ملی، خلاف شأن جامعه، خلاف عرف و… صورت نگیرد. دوم این که یک ساختن فرهنگ غلط انجام نشود و اگر با فرهنگ ایرانی و اسلامی تجانس داشته باشد، انجام شود و غیرمتجانس آن مجال رشد پیدا نکند.

اگر این پرسشها مدنظرشان باشد، اولا پرسش من این است کسانی که در ارشاد هستند، از لحاظ تجربه و از نظر تسلطی که باید بر امور هنری داشته باشند، آیا صلاحیت مورد نیاز را دارند که بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند؟ کسانی که در شورای موسیقی هستند حداقل آنهایی که در پایتخت کشور عزیزمان ایران حضور دارند، جز یک نفر، بقیه ارزش اصولا آدم هایی هستند که در طول زندگی ارزش اصلا کار اجرایی نکرده اند یا اگر کار اجرایی انجام داده اند این قدر انگشت شمار و کوچک بوده که به حساب نمی آید.

آنها از دانشجویان موسیقی هم کمتر کار اجرایی کرده اند. در این میان افرادی در شهرستان ها هستند که می خواهند با مانع تراشی، خودشان را مطرح کنند.

کاری می کنند که از کشور برویم؟!

گفته می شود حتی کارهایی که در ژانر موسیقی ملل قرار می گیرد و ممکن است در کشوری مثل انگلستان اقبال عمومی نداشته باشد، اگر از رادیو پخش شود، پولش مستقیما به حساب صاحب اثر واریز می شود…

بله، دقیقا همین طور هست. با این حال، حرف ما این است که می خواهیم حقوق معنوی مان را رعایت کنند، ولی این اتفاق رخ نمی دهد که بسیار دردناک هست. تاکید من بر این مسأله هست. متاسفانه با آدم های دیگر مانند دانشجوها و حتی شاگردان هنر بهتر از استادان ما واکنش‌ها می شود. کسانی که راجع به مجوزها با ما بحث می کنند، صلاحیت ندارند حتی در مورد موسیقی صحبت کنند.

آنها به خودشان اجازه می دهند که به هنرمند بگویند «ما دو هفته سریعتر مجوز شما را صادر می کنیم.» شما چه کسی هستید که می خواهید مجوز من را سریعتر بدهید؟ این حرفی بوده که اداره ارشاد اصفهان به من زده است.

اگر این گونه است بعد آیا فلان شخص به من زنگ می زند و می گوید «هر وقت فکر مجوز هستی، اصلا زنگ هم نزن و فقط به من پیامک بده» ولی از آن طرف کارمند ایشان منت بر سر مدیر برنامه من می گذارد و می گوید «ما دو هفته سریعتر مجوز نمی دهیم، ولی به آقای ساکت سه روز سریعتر مجوز می دهیم.»

مگر من نباید تبلیغ انجام دهم و مردم را جهت کنسرتم جمع کنم؟ من جز این که حرکات ضدفرهنگی تمام و کمالی از آنها متصورم، هیچ ایده دیگری ندارم. آنها می خواهند کنسرت بازیگران و صورت های معروف برگزار نشود. این تفکر، تفکری است که می خواهد کنسرت هنرمند موفق نباشد و مردم به کنسرتش نروند وگرنه چه دلیلی دارد که تنها دو هفته سریعتر مجوز بدهند؟ آیا همین الان که جهت برگزاری کنسرت تقاضا می دهم، جواب را نمی گویند؟

مگر امثال من یا بازیگران و صورت های معروف دیگر آشنا شده است نیستند؟ مگر نخستین بار است که کنسرت برگزار می کنیم؟ آیا کاری می کنند که همه از این کشور بروند؟ آیا کاری می کنند که فرار مغزها رخ دهد. این اتفاق، اتفاق ناخوشایندی هست. من مراتب نارضایتی، رنجوری و دلگیری خودم از تمام متولیان هنری که این گونه حقوق معنوی بازیگران و صورت های معروف را نادیده می گیرند و رفتارشان توهین به هنر و شخصیت هنری بازیگران و صورت های معروف است را اعلام می کنم. ما از دولت آقای روحانی انتظار نداشتیم که متولیان جزء اینچنین با ما واکنش‌ها کنند.

منتظر ورود روحانی به مقوله فرهنگیم

فکر می کنید آیا کار دریافت مجوز حتی جهت هنرمندانی چون شما سخت و سخت است؟

نکته مهم دیگری در این میان وجود دارد که نباید از آن غافل شد. اگر نشانه این است که چیزی خلاف شأن جمهوری اسلامی، خلاف شأن فرهنگ کشور عزیزمان ایران و اسلام، خلاف امنیت ملی، خلاف شئونات جامعه اسلامی و ایرانی به دست مردم نرسد، شما آیا سنگ جلوی پای بازیگران و صورت های معروف نام آشنا می اندازید؟ شما به پمپ بنزین ها بروید و ببینید که همه نوع سی دی مستهجن و غیرمجاز را در این اماکن و حتی سر چهارراه ها و سر گذرها می فروشند. به خیابان انقلاب بروید و ببینید که این اتفاق واقعا رخ می دهد.

به طور مثال خیلی ها هستند که مجوز ارشاد نمی گیرند و به حوزه هنری می روند. حوزه با آنها از نظر مالی به توافق نمی رسد، ولی آنها به صداوسیما می روند و رسانه ملی، کارشان را صدبار پخش می کند. این جا یک بام و دو هوا هم نیست، بلکه یک بام و سه هواست! بنابراین اصلا مجوز دادن نه به من کیوان ساکت یا هنرمندانی که تاثیرگذار و پیشکسوت هستند، بلکه اصلا به همه معنی پیدا نمی کند.

به همین دلایلی که عرض کردم، این کار وجاهت ندارد. یکی این که شورای مجوز اصولا خودش به صورت مصداقی، صلاحیت این کار را ندارد و من رسما این حرف را می زنم. به جز یک یا دونفرشان که به هرحال آنها را می شناسیم، بقیه اصلا چیزی جهت ارایه ندارند. ما از دولت آقای روحانی انتظار داریم جدی تر وارد این مقوله شود.

این عنوان الان مسئله ما بازیگران و صورت های معروف هست. آقای روحانی در چهار سال نخست حضورش به علت این که یک دولت و یک مملکت سرشار از مسئله و دغدغه به او رسیده بود، چندان مورد انتقاد اهالی هنر قرار نداشت. اگر ما در گذشته به دولت آقای روحانی خرده نمی گرفتیم، به این خاطر بود که این دولت به قدری مسئله داشت که می دانستیم باید به امورات مهمتری از هنر و به طور خاص موسیقی پیگیری کند.

در چهار سال نخست دولت آقای روحانی، گرانی بود، تورم بود، برجام بود، تحریم ها بود، کارشکنی ها بود، اختلاس حیرت انگیز مدیران و دزدی های آدم های دولت قبل بود و به همین علت ما گفتیم «آقای روحانی اینها را برطرف کند و بعد به هنر و فرهنگ برسد.» الان که بخش زیادی از پرسشها به قول خودشان برطرف شده، ما انتظار داریم دولت آقای روحانی به طور جدی وارد مسأله فرهنگ شود.

دولت فعلی و درواقع هیچ کدام از دولت ها تاکنون به بازیگران و صورت های معروف کمکی نکرده اند؛ مگر به بازیگران و صورت های معروف قلم به مزد! مگر به هنرمندانی که چیزهایی را که بعضی مدیران نالایق به آنها دیکته می کنند، بازتاب می دهند.

آقای صالحی امیری در جلسه معارفه ارزش در تالار وحدت صحبت هایی را مطرح کردند مبنی بر این که بازیگران و صورت های معروف نام آشنا و پیشکسوت ما اساسا خودشان پرسشها موردنظر متولیان امر را در کارهای ارزش لحاظ می کنند. به نظرتان این سخنان در ساحت عمل چقدر اجرایی می شود؟

می بینیم که در عمل چنین اتفاقی رخ نداده هست. به نظرم ماجرای مهم تفاوت در نگرش هاست. ما در پایتخت کشور عزیزمان ایران حداقل در کمیته ارزشیابی و جلسه ای که هر سه شنبه برگزار می شود یکی، دو نفر داریم که ما هم آنها را می شناسیم و می دانیم که آن دونفر معمولا به بازیگران و صورت های معروف پیشکسوت، احترام خاص خود را می گذارند و هر لحظه می گویند که «شما دلواپس نباشید و ما این کار را انجام خواهیم داد.»

مسأله ای که وجود دارد این است که ما در پایتخت کشور عزیزمان ایران منتظر رفتارهای متفاوتی بودیم، ولی در پایتخت کشور عزیزمان ایران هم این اتفاق نیفتاد. من چند هفته پیش با وحید تاج کنسرت داشتم، ولی این قدر مجوز ما را دیر دادند که تمام برنامه های مان تحت الشعاع قرار گرفت. جهت چه این کار را می کنند؟ مگر نه این که بارهاوبارها مدیران متفاوت گفته اند «کیوان ساکت، مجوز نمی خواهد.» بعد اگر مجوز نمی خواهد آیا مجوز تبلیغ را به ما نمی دهید یا دیر می دهید؟

واژه های کلیدی: ایران | فرهنگ | کنسرت | ایرانی | ایرانی | موسیقی | بازیگران | حسن روحانی

نویسنده : topsblog